محمدمهدی جامعی مدیر منطقه شمالشرق به مناسبت هفته حمل و نقل به محل کار همکارانش در واحد ترابری رفته و دقایقی را با آنها سپری کرد و گفت: ترابری قلب تپنده هر دستگاه است که اگر به هر دلیلی کم کار شود و یا از حرکت بایستد، کل مجموعه دچار اختلال میشود. این موضوع در منطقه ما هم صادق است و همین امر باعث شده تا به بهانه هفته حمل و نقل خدمت رانندگان پرتلاش این منطقه برسیم و ضمن گرامیداشت همه تلاشهای صادقانه این عزیزان، از خانواده محترمشان تقدیر و تشکر کنیم که هم پای آنها برای نیل به اهداف عالیه شرکت ایستاده و رنج دوریشان را تحمل میکنند تا همهی بخشها و واحدهای مختلف این شرکت بتوانند خدمت بهتری به هموطنانمان ارایه کنند.
همین چند جمله ساده ولی مهم مدیر منطقه شمالشرق باعث شد تا خدمت سیدمصطفی سیدرضایی رئیس واحد ترابری منطقه شمالشرق برسیم و مصاحبهای با او داشته باشم، ولی سیدرضایی با همان ماخوذ به حیا بودن همیشگی خود از پاسخ به سوالات ما طفره رفت و تاکید کرد “…این روز؛ روز رانندگان است، پس شایسته است که یکی از همین عزیزان محور مصاحبه شما باشد…” این حرکت زیبای رئیس ترابری منطقه شمالشرق ما را بر سر ذوق آورد و نزد تعدادی از همکاران واحد ترابری رسیده و تقاضای انجام مصاحبه را داشتم، ولی از جاییکه این عزیزان مرد عمل بوده و کمتر حرف میزنند، از پیشنهادم خیلی استقبال نشد تا اینکه با رودربایستی و به رو گرفتن یکی از عزیزان راننده، به مراد دلم رسیدم و مصاحبهای با او انجام دادم که بخشی از آن را در ادامه میخوانید.
لطفا خودتان را معرفی بفرمایید
سلام، یعقوب رجبی هستم متولد 1358 و ساکن شاهرود، دارای 3 فرزند پسر، روزهای آخرتحصیلم در رشته کارشناسی مکانیک ماشین آلات صنعتی دانشگاه علمی کاربردی کابل مغان شاهرودم و اصالتا از روستای شهید و عالم پرور قدس میامی
یکی از الزامات حتمی برای رانندگی گواهینامه است، شنیدهام که انواع گواهینامهها را دارید، چند گواهینامه دارید؟
بله به لطف خدا و استمرار و تلاش فراوان توانستهام 9 گواهینامه (پایه یکم، موتورسیکلت، لیفتراک، لودر، گریدر، تراکتور، جرثقیل، بکهو لودر و بیل مکانیکی) را اخذ نمایم.ضمنا گواهینامههای بنده منحصر به رانندگی نیست، سه گواهینامه کمکهای اولیه از سازمان هلال احمر و دو گواهینامه مکانیک و برق خودرو از فنی و حرفهای را هم دارم که همگی از سر علاقه است و سعی میکنم در هر زمینهای به اندازه حداقلی مثمر ثمر باشم و در شرایط اضطراری بتوانم به دیگران کمک کنم.
تا بحال شغلی بغیر از رانندگی هم داشتهاید؟ از کی با شرکت خط لوله آشنا شدید و چگونه؟
بله تامین روزی حلال برای سفره خانوادهام مهمترین انگیزه بنده برای کار کردن است و از جوانی مشغول کار شدم و تا بحال تجربههای زیادی در مکانیک ماشین آلات سنگین بدست آوردهام و البته مدتی هم به عنوان حسابدار و مأمور خريد یک شركت بزرگ نساجی در شاهرود کار کردهام و در این زمینه نیز متبحر شدهام و از جاییکه دست تقدیر اینگونه برای من رقم زده بود، در سال 1384 توسط یکی از بستگان با شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه شمالشرق آشنا شدم و دیدم که میتوانم در این بخش موثرتر باشم، لذا با اتکال به خداوند پا به این عرصه خدمت گذاشتم و در حال حاضر خوشحالم که تقدیرم اینگونه بوده است به نظرم رانندگی یک شغل نیست یک عشق است و اگر عاشق باشی میتوانی دوام بیاوری.
خانواده با شغل شما مشکلی ندارند؟ چون غالبا در ماموریت هستید، خانم و بچهها اذیت نمیشوند؟ برای رفع آن چه میکنید؟
این سؤال برای بسیاری از رانندگان خیلی مهم است بهویژه برای کسانی که مثل بنده ساعتها و روزهای زیادی به واسطه فلسفه ذاتی شغلشان در ماموریت هستند، البته که مشکلاتی را به همراه دارد “کمبود زمان برای گذراندن با خانواده” و “اضطراب و نگرانی از ایمنی” و “امنیت شغلی” مهمترین آنهاست. برای رفع این مشکلات هم نکاتی مانند” برقراری ارتباط مؤثر با خانواده، تخصیص زمانهای خاص به خانواده و مشارکت در فعالیتهای خانوادگی و برنامهریزیهای مشترک” را رعایت میکنم.
تا بحال شده از این شغل خسته بشوید و فکر تغییر آن به ذهنتان خطور کند؟ اگر فرزندتان بخواهد مانند شما راننده بشود شما کمکش میکنید یا مانعش میشوید؟
خستگی از شغل میتواند برای هر فردی پیش بیاید، بهخصوص در مشاغل پر استرسی مانند رانندگی. ممکن است عواملی مانند فشارهای کاری، ترافیک، یا عدم رضایت از شرایط باعث شود که به تغییر شغل فکر کنم.
این کاملاً طبیعی است و نشاندهنده اهمیت احساس رضایت و شادی در محل کار است ولی هر بار با خودم فکر کردهام که خداوند به بنده لطف داشته و کمک کرده تا برای انجام کارهای زیادی بویژه در بحث حمل و نقل و ترابری تواناییهایی داشته باشم که خیلیها از آن محروم هستند لذا به شکرانه این لطف بزرگ خدا، عزم خودم را جزم کردم تا در کار بگونهای عمل کنم که رضایت حضرت ولی عصر(عج) که همان رضایت خداست را بدست آورم و اگر به این هدفم برسم قطعا رضایت مردم را هم بدست آوردهام به قول معروف چون 100 آمد 90 هم پیش ماست. برای راننده شدن فرزندم معتقدم که اولین گام این است که نظرات و دلایل او را بشنوم. اگر او به این شغل علاقه داشت و معتقد بود که میتواند در آن موفق باشد، حتما از او حمایت خواهمکرد
به عقیده بسیاری از مردم رانندگان به نوعی شبیه تحلیل گران اجتماعی هستند، نظر شما چیست وچرا اینگونه استنباط می شود؟
واقعاً میتوان گفت که راهبران، بهویژه راهبران منطقه ما، بهدلیل تعامل مستقیم و روزانه با اقشار مختلف همکاران و مردم، اطلاعات و دیدگاههای ارزشمندی درباره جامعه دارند و از آنجا که با افراد مختلفی روبرو میشوند، میتوانند نگرانیها، نیازها و فرهنگ مردم را بهتر درک کنند. این تجربیات به آنها اجازه میدهد که نگاهی عمیقتر به مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی داشته باشند.
مطالبات و مشکلات رانندگان منطقه شمالشرق را لطفا فقط نام ببرید؟
ناوگان فرسوده، سختی کار، حذف شرکتهای واسطه و اعلام واقعی مبلغ دستمزد، بیمه و مزایا که متأسفانه شفاف سازی نمیشود.
رانندگی زنان بهتره یا مردان؟
شاید بتوان گفت که رانندگی یک شغل مردانه است ولی باید اذعان کنیم که ذات رانندگی از نظر کیفیت و مهارت نمیتواند به جنسیت مربوط باشد؛ بلکه بستگی به تجربه، آموزش و مهارت فردی دارد. اما اگر از حق نگذریم در شرایط سخت و بحرانی که نیاز به تصمیمات خاص دارد شاید توانایی فیزیکی مردان بیشتر به کمکشان آمده و میتوانند تصمیمات بهتری بگیرند، صحبت من از موارد استثنا نیست، کلیت و عموم رانندگی مد نظرم است وگرنه همه ما معترفیم که در موارد انگشت شماری هم شاهد بروز و ظهور زنان رانندهای هستیم که خیلی از رانندگان مرد به گرد پایشان هم نمیرسدند در یک کلام به نظرم رانندگی بویژه خودروهای سنگین با ظرافت زنانه مغایرت دارد و اگر بگوییم که این شغل مردانه است، بی راه نگفتیم.
حضور بانوان پایه یک بویژه تانکرهای سوخت را چگونه ارزیابی میکنید؟
موضوع حضور بانوان در حوزههای مختلف شغلی، از جمله رانندگی تانکرهای سوخت، اهمیت زیادی دارد. این که بانوان میتوانند در این زمینه فعالیت کنند، بستگی به توانمندیها، مهارتها و علاقهشان دارد. درست است که امروزه با تغییر نگرشها و پیشرفت در زمینه برابری جنسیتی، به زنان بیشتری اجازه داده شده تا در حوزههای مختلف، از جمله رانندگی، فعالیت کنند و این امر به تسهیل و تنوع در نیروی کار نیز کمک کرده ولی ایکاش میتوانستم راحتر و بهتره بگویم که هم شان زنان حفظ شود و هم اثبات کنم که این مشاغل خیلی زیبنده زنان فهیم ما نیست.
یک خاطره بامزه و یک خاطره تلخ از دوران رانندگیتان در این منطقه میفرمایید؟
خاطره تلخ من مربوط به گرفتار شدن هموطنانمان در بورران خیلی شدید گردنه خوش ییلاق شاهرود در سالهای گذشته است، روزها و ساعتهای سختی بود، من هم از طرف منطقه برای کمک به آنها اعزام شده بودم، هرچند که کمک به مردم حس رضایت بخشی در من ایجاد میکرد ولی فکر ماندن تعدادی از آنها در زیر برف و استرس ناشی از این امر که به خانواده آنها در آن شرایط سخت چه میگذرد؟ من را خیلی اذیت میکرد، مخصوصا وقتی میشنیدم که کودکان معصومی در این خودروها گرفتار و چشم انتظار کمک ما هستند و تقاضای کمک میکنند ولی شرایط جوی اجازه نمیداد که با سرعت بیشتری پیشروی کنیم. شرایط سخت و اعصاب خوردکنی بود.
و اما خاطره شیرین؛ یادم هست که به عنوان راننده اتوبوس، برای اعزام یک گروه ورزشی از خانواده همکاران به سمت تهران میرفتم در مسیر لاسجرد به تهران در حرکت بودم که یکی از مسافران خواب دیده بود “من خوابم و از جاده منحرف شدم” از انتهای اتوبوس شروع به سر و صدا و دویدن کرد که “آی مسافران بیچاره شدیم” ولی وقتی به ابتدای اتوبوس رسید تازه فهمید که خواب دیده و البته همه را از خواب بیخواب کرده، برای من که کلی تا تهران خندیدم خاطره شیرینی شد.
رانندگی سبک سختر است یا سنگین؟
رانندگی سبک و سنگین هر کدام چالشها و ویژگیهای خاص خود را دارند. معمولاً رانندگی سنگین به دلیل حجم و وزن بیشتر وسایل نقلیه، نیاز به مهارت و تجربه بیشتری دارد.
کنترل یک کامیون یا اتوبوس بزرگ میتواند دشوارتر باشد و به دقت بیشتری نیاز دارد.از طرفی، رانندگی سبک ممکن است به لحاظ سرعت و دینامیک راحتتر باشد، اما میتواند در شرایط ترافیکی و شهری چالشهای خاص خود را داشته باشد ولی در نهایت هر دو آن برای کسی که عاشق این کار است سخت نیست بلکه دوست داشتن است.
سخن آخر؟
زندگی واقعاً پر از چالشها و سختیهاست و هر کسی با مشکلات خاص خودش دست و پنجه نرم میکند که مسلما باعث بوجود آمدن تجربههای گوناگونی می شود.کار در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت هم به دلیل نیاز به دقت و ایمنی بالا، همواره استرسزا و چالشبرانگیز است. این حوزهها نیازمند انضباط و برنامهریزی قوی هستند، اما میتوانند به ما یاد دهند که چگونه با چالشها کنار بیاییم و از تجربههای بهدستآمده درس بگیریم.
نتیجه:
در هر شغلی باید طوری رفتار کنیم که در حرفه خود نمونه باشیم و در برخورد با افراد میانسال، کودک، زن یا مرد، کوچک یا بزرگ، سعی کنیم که رفتاری وظیفهشناسانه و مسئولانه داشته باشیم.
در خصوص شغل رانندگی هم این امر صادق است، پشت غلبیرک هر فرمان، انسانی نشسته است؛ انسانی با خانواده، رؤیا و حق و حقوق. چه زن باشد چه مرد، چه جوان باشد چه بازنشسته، همه سزاوار زندگی شرافتمندانهاند.
پس شاید وقت آن رسیده که به این انسانهای شریف با دیده احترام بنگریم و باور کنیم که اگر این عزیزان نبودند زندگی سختی پیش رویمان بود، لذا با حمایت از مطالباتشان ویا حتی با گفتن یک جمله ساده “ممنون از زحماتتان” هم خستگی از تنشان بدر کنیم و هم این حس آرامش را به آنها انتقال دهیم تا ضمن حفظ جان خودشان و دیگران، محیطی امن برای همه افراد جامعه ایجاد کنند.







