تاثیر مشارکت کارکنان زن در صنعت نفت در فرآیند تسهیل و تسریع امور چه در بخش فنی و و چه ستادی برکسی پوشیده نیست. این درحالی است که در صنعت انتقال نفت نیز به عنوان یک حلقه کلیدی در بخش میان دستی صنعت نفت حضور و مشارکت بانوان دستاوردهای قابل تحسینی را در پی داشته است. دیده شدن و اعتماد به توانمندی ها و توجه به سوابق کاری و تحصیلی بانوان در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران از جمله رویکردهای مهمی است که در تمامی ارکان این شرکت و مناطق دوازده گانه ریشه دوانیده است. مهندسی کیفیت و بهره وری یکی از واحدهای مهم و استراتژیک دراین شرکت قلمداد می شود، حضور مهناز عصمت آبادی بعنوان کارشناس ارشد دراین مجموعه فتح بابی شد برای گفتگویی نه چندان رسمی ولی جالب از بطن زندگی یک بانوی نفتی در صنعت انتقال نفت.
*در ابتدا خودتان را معرفی کنید.
مهناز عصمت آبادی هستم متولد سال 1363 ،دانش آموخته کارشناسی مدیریت دولتی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد مدیریت انتقال تکنولوژی از دانشگاه علامه طباطبایی هستم.19 سال سابقه کار دارم. متاهل هستم و افتخار مادری دو فرزند دختر و پسر را دارم .
* از چه سالی وارد شرکت شدید.
در سال 1386 از طریق طرح جذب ممتازین وارد صنعت نفت و شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران شدم.شروع به کارم به مدت چهار سال در مدیریت منابع انسانی بود و پس از آن از سال 1390 به مدیریت برنامه ریزی آمدم.
ورود به دنیای صنعت انتقال نفت
*ورود به دنیای صنعتی مانند نفت و انتقال نفت سختی ها و حساسیت های خاص خود را به همراه دارد؛ بویژه بخش برنامه ریزی. اولین خاطرهای که از محیط کار در این شرکت دارید چیست و اولین باری که احساس کردید “جایگاه واقعی” خودتان را پیدا کردهاید، چه زمانی بود؟
فرآیند ورود من به صنعت یکی از خاطرات جالب من است. در سال 1385 طی سفری به اهواز ، آگهی استخدام را دیدم. این درحالی بود که در آن سفر به صورت اتفاقی کلیه مدارک مورد نیاز همراهم بود. مدارک را ارسال کردم و چند ماه بعد برای مصاحبه دعوت شدم. درآن مقطع زمانی دانشجوی ترم 3 کارشناسی ارشد بودم و زمان مصاحبه علیرغم اینکه تصور می کردم شاید این امر خللی در استخدام ایجاد کند صادقانه این موضوع را اعلام کردم. ولی تیم مصاحبه کننده بیان کردند این شرایط را به عنوان فرصتی می بییند که فردی با سطح تحصیلات بالاتر وارد صنعت می شود و مشکلی در این خصوص نیست.
با شروع به کار در مدیریت منابع انسانی همکاری های خیلی خوبی با بنده شد تا بتوانم شرح وظایفم را به خوبی انجام دهم و به کارهای محوله مسلط شوم. پس از آن با شناختی که از مجموعه پیدا کردم علاقه و تمایل من به کار در واحد مدیریت برنامهریزی بیشتر شد. با موافقت و پیشنهاد مدیران محترم در سال 1390 به مدیریت برنامه ریزی آمدم. ابتدا در واحد برنامهریزی طرحها وبررسیهای اقتصادی مشغول به کار شدم و پس از آن با نظر مدیر برنامهریزی در واحد مهندسی کیفیت و بهرهوری مشغول به کار شدم. همزمان به مدت هشت سال عضو کمیته فنی و بازرگانی شرکت بودم.
فرآیند تدوین سند برنامه ریزی استراتژیک شرکت
*میتوانید یکی از پروژهها یا دستاوردهای ملموسی که مستقیماً تحت نظارت یا مدیریت شما بوده و تأثیر مستقیمی بر بهبود عملکرد یا کاهش هزینههای شرکت داشته است، برایمان بازگو کنید؟
با ورودم به واحد مهندسی کیفیت و بهره وری و با توجه پیش زمینه ای که در پایان نامه کارشناسی ارشد مبنی بر موضوع تدوین استراتژی وجود داشت، همواره این دغدغه برایم مطرح بود که چرا سند برنامه ریزی استراتژیک برای این شرکت مدون نشده است. از طرفی سیستم های مدیریتی مبتنی بر استانداردهای 9001، 14001، 45001 در سطح مناطق دوازده گانه از سالهای قبل مستقر بود، اما در ستاد شرکت علیرغم نقش های راهبری و نظارتی ستاد این سیستم ها استقرار پیدا نکرده بود. در سال 1396 با شروع مباحثی مبتنی بر مدلهای تعالی (EFQM) در شرکت پالایش و پخش، پیشنهاد تدوین و اجرای برنامه ریزی استراتژیک را مطرح و با تشکیل کارگروه های کارشناسی در سطح مدیریت ها و واحدها کار را آغاز کردیم.
در سال 1400 به عنوان یکی از برنامه های ارتقای بهره وری شرکت و در راستای بازنگری استراتژی های تدوین شده، این پروژه معرفی و با همراهی اساتید و مشاوران بیرون از سازمان ، سند برنامه ریزی استراتژیک شرکت تدوین شد.
همزمان با توجه به اینکه استراتژی های تعریف شده از طریق فرآیندها جاری سازی می شدند، پروژه مدیریت فرآیند در واحد تعریف و پیگیری شد.
در سال 1402 نیز پروژه استقرار ایزو در ستاد شرکت در قالب قرارداد مشاوره تعریف شد که درحال حاضر درمرحله بازنگری و به روز رسانی مستندات مربوط به آن قرار دارد. البته مبنای کار این واحد، گروهی است و هر دستاوردی هم که کسب شده، حاصل تلاش کارتیمی بوده است. از سال 1404 هم با توجه به اینکه شرح وظایف محوله به واحد مهندسی کیفیت و بهرهوری بیشتر شده و اهمیت این واحد بیش از پیش برای سازمان و به خصوص سازمان ملی بهرهوری بیشتر شد، با نظر مدیر برنامه ریزی به سمت مکانیزه کردن فرآیندها و استقرار کمیتههای ریسک و تغییر گام برداشته شد.
*با توجه به ماهیت زیرساختی صنعت انتقال نفت، چگونه توانستهاید از خلاقیت و دیدگاههای نوین خود برای حل مسائل فنی یا بهینهسازی فرآیندها استفاده کنید؟
با اجرای پروژه مدیریت فرآیند درصدد هستیم پس از اندازه گیری شاخص های عملکردی گامی در جهت بهبود شاخص ها برداشته شود. بنابراین با مکانیزه شدن فرآیندها پایش پروژههای سرمایهای و جاری ستاد و مناطق دوازدهگانه در قالب کارت متوازن امتیازی به صورت دورهای رصد و از طریق داشبورد مدیریتی در دسترس مدیران ارشد سازمان قرار می گیرد. همچنین پیشنهادهای کاهش هزینه پس از شناسایی و بررسی در کمیته بهرهوری مطرح و در صورت تایید مصوب می شود.
مدیریت تعارض نقش ها
*باتوجه به تعدد نقش هایی که یک بانو در محیط کار و خانواده تجربه می کند شاید یک تعارض نقش را تداعی کند. شما چگونه مرزهای بین مأموریت شغلی و نقش مادر یا همسر را ترسیم میکنید؟ آیا الگوی خاصی برای اولویتبندی روزهای شلوغ کاری دارید؟
قطعا نیاز به برنامه ریزی برای رسیدن به امورات هر دو بخش هست. در واقع تعارض نقش ها بخشی از واقعیت زندگی مدرن هست و من تللاش می کنم که این امر رو مدیریت کنم. مرزگذاری به معنای جداسازی مطلق نیست بلکه به معنای حضور موثر در هر نقش است. وقتی در محل کار هستم تلاش می کنم حداکثر توان ذهنی ام را صرف ماموریت شغلی ام کنم تا کیفیت کارم افت نکند.چرا که هرچه در محیط کارم کارآمدتر باشم کیفیت زمان سپری شده با خانواده ام نیز بالاتر می رود. در زمان حضورم در منزل نیز بیشترین وقتم را صرف رسیدگی به امورات منزل و همسر و بچه ها می کنم.
*پشتوانه اصلی هر موفقیتی، حمایت خانواده است. نقش همسر و فرزندان شما در دوران اوج فشارهای کاری چگونه بوده و آیا لحظات خاصی بوده که خانواده بیشتر از شما به شما انرژی داده باشند؟
من با اعضای خانواده ام درباره بازه های زمانی پرفشار کاری صحبت میکنم تا آنها از وضعیت من آگاه باشند این شفافیت باعث می شود که در روزهای پرمشغله کاری، با اضطراب بی توجهی به خانوده در محیط کار درگیر نشوم و بتوانم با تمرکز بیشتری به وظایفم بپردازم. در این میان حمایتهای همسر و خانواده را نمی توان نادیده گرفت.
عملکرد خب بانوان در شرکت
*در محیطهای صنعتی و مهندسی، گاهی بانوان با چالشهای ناشی از کلیشههای جنسیتی روبرو میشوند. آیا تجربهای داشتهاید که احساس کنید صدای شما شنیده نمیشود و چگونه توانستید با عملکرد و تخصص خود این مانع را بشکنید؟
با توجه به اینکه تعداد خانم های شاغل توانمند و متخصص نسبت به قبل بیشتر شده است این دیدگاه در حال کمرنگ شدن است. البته این را هم نمی توان نادیده گرفت که خانم ها در محیط های کاری برای اثبات خودشان گاهاً مجبور هستند بیشتر تلاش کنند. فکر میکنم در شرکت ما خانم ها توانسته اند با عملکرد خوبی که از خود نشان داده اند این رویکرد را تغییر دهند. شنیده شدن زمانی اتفاق می افتد که خروجی کار صدای بلندتری از هر ادعای دیگری باشد.
*به عنوان یک بانوی برتر، چه پیامی برای زنان جوانی دارید که میخواهند در صنایع سخت و تخصصی مثل نفت و گاز قدم بگذارند؟ چگونه میتوانند بدون از دست دادن هویت زن بودن و مادری، قلههای حرفهای را فتح کنند؟
صنعت نفت و گاز، صنعتی تخصصی و پرچالش است. مهمترین توصیه من به زنان جوان این است که به توانایی های خود ایمان داشته باشند، برای یادگیری مستمر وقت بگذارند و از سختیهای مسیر ترسی نداشته باشند.
موفقیت حرفه ای به معنای کنار گذاشتن هویت زنانه یانقش مادری نیست.بلکه هنر ایجاد تعادل میان مسئولیتهای فردی ، خانوادگی و شغلی است. این تعادل با برنامه ریزی، اولویت بندی، حمایت خانواده و مهم تر از همه حفظ سلامت جسم و روان به دست می آید. یک زن موفق می تواند هم مادری دلسوز باشد، هم متخصصی اثرگذار. به شرط آنکه خودش را باور کند و برای رشد مستمر تلاش کند.
احترام و همدلی؛ اولویت برتر
*همانطور که می دانید صنعت نفت تنها کسبوکار نیست، بلکه حافظ محیط زیست و امنیت انرژی است. شما چگونه حس مسئولیتپذیری نسبت به محیط زیست و آینده نسلهای بعد را در کار روزمره خود جاری کردهاید؟
این امر به گونه ای با ماهیت کاری واحد ما در ارتباط است از آنجا که یکی از استانداردهای مستقر شده در سطح شرکت مرتبط با محیط زیست می باشد (ISO14001) عملکرد شرکت در این حوزه به طور دائم در حال پایش است. در این خصوص با برنامهریزیهای انجام شده و همکاری موثر با واحدهای HSE و انرژی و برگزاری دورههای آموزشی موثر برای کارکنان و ممیزیهایی که انجام میشود، سعی شده در راستای این مهم گامهای مثبتی برداشته شود.
* اگر بخواهید بعد از بازنشستگی نام شما با دستاورد یا ویژگی اخلاقی خاصی در خاطرات همکارانتان بماند، آن چیست؟
همین که خانم ها بتوانند با تلاش و عملکردشان رویکردهای کلیشه ای را تغییر دهند دستاورد بزرگی است. اگر بتوانم درکنار دستیابی به اهداف سازمانی فضایی مبتنی بر احترام، همدلی و کارتیمی ایجاد کنم ، آن را ارزشمندترین دستاورد دوران خدمتم می دانم.
*یک جمله یا یک توصیه کلیدی که دوست دارید به عنوان “نقشه راه” برای زنان موفق امروزی ثبت شود، چیست؟
اینکه خودشان را باور کنند و این نکته مدنظرشان باشد که موفقیت مقصدی نیست که به تنهایی به آن برسیم موفقیت واقعی زمانی معنا پیدا می کند که در مسیر رشد خود به رشد دیگران نیز کم کنیم.






