در دنیای پرزرق و برق تکنولوژیهای ارتباطی، کمتر کسی از زیرساختهای سخت و دشواری که این ارتباطات را ممکن میسازند، خبر دارد. امروز در گفتگو با آقای محمود اسدی، یکی از پیشکسوتان و آخرین دکلبندان فعال در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، از مسیر 35 سالهی کار در ارتفاعات، از ایستگاههای مخابراتی در قلب صحرا تا دکلهای عظیم فرانسوی، میشنویم.
لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و از سوابق کاریتان برایمان بگویید.
محمود اسدی هستم، اهل استان خوزستان، شهرستان رامهرمز. حدود ۳۵ سال است که در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران مشغول به کارم. از زمانی که وارد این مجموعه شدم، مسیر کاریام در بخشهای مختلف مخابرات و دکلبندی بوده و در این سالها افتخار خدمت در مناطق مختلف کشور را داشتهام. سال ۱۳۷۰ در منطقه اهواز استخدام شدم و انشاءالله در سال ۱۴۰۹ بازنشسته خواهم شد. در حال حاضر نیز در اختیار شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران منطقه خلیج فارس هستم.
فعالیت حرفهای شما از کجا آغاز شد؟
کارم را از منطقه اهواز آغاز کردم. حدود ۹ سال در واحد مخابرات، در بخش باتری، مشغول مونتاژ باتری ایستگاههای مخابراتی نفت بودم. وظیفه ما تجهیز و آمادهسازی باتریهایی بود که در ایستگاههای مخابراتی مورد استفاده قرار میگرفتند.
بعد از ۹ سال، به منطقه اصفهان منتقل شدم. در آنجا بهعنوان مکانیک آنتن مخابرات فعالیت میکردم و کارم مربوط به دکلهای مخابراتی بود. پس از حدود سه تا چهار سال، بهعنوان استادکار دکلهای مخابراتی در سطح خطوط لوله ایران مشغول شدم.
در دوران کاریتان، مأموریتها و محلهای خدمت شما چگونه بود؟
زمانی که در استان اصفهان بودم، از ستاد حکم میگرفتم و برای انجام مأموریت به مراکز استانهای مختلف و مناطق ۱۲گانه خطوط لوله اعزام میشدم. هر زمان که شرکت نیاز به نصب آنتن روی دکل داشت، ما بهصورت گروهی با همکاران دکلبند، آنتنها را نصب میکردیم. این آنتنها در اندازههای مختلف مانند ۴ فوت، ۸ فوت، ۱۰ فوت، ۱۲ فوت، ۱۳ فوت، ۱۵ فوت و… بودند و روی مراکز انتقال نفت، پالایشگاهها، تأسیسات پخش فرآورده و ایستگاههای مخابراتی خطوط لوله نصب میشدند تا ارتباطات وزارت نفت برقرار بماند.
از چه زمانی به منطقه خلیج فارس منتقل شدید؟
از آذرماه ۱۴۰۳ به منطقه خلیج فارس آمدم. به دلیل ناراحتی قلبی و مشکلی که برایم پیش آمد، دیگر از کار دکل فاصله گرفتم و اکنون در بخش رادیو و مخابرات منطقه خلیج فارس بهعنوان مهندس فنی مشغول هستم.
شنیدهایم شما آخرین دکلبند مجموعه هستید؛ این موضوع درست است؟
بله، به نوعی همینطور است. بسیاری از همدورهایهایم یا بازنشسته شدهاند یا برخی هم به رحمت خدا رفتهاند. به همین دلیل از این عنوان برای من یاد میشود.
کار دکلبندی دقیقاً چه حوزههایی را شامل میشد؟
کار دکلبندی فقط محدود به خطوط لوله نبود؛ ما در بخشهای مختلف مرتبط با نفت فعالیت میکردیم. برای سازمان حراست، دکلهای آنتن ۱۴ و ۶ متری نصب میکردیم. در جاهایی مثل جزیره لاوان، زاهدان، تأسیسات پخش و حتی مراکزی که برای سوخترسانی به هواپیماها نیاز به ارتباط بیسیم داشتند، آنتنهای موتورولا و تجهیزات مخابراتی نصب میکردیم تا پوشش ارتباطی کامل برقرار شود.
این تجهیزات چه نقشی در صنعت نفت داشتند؟
بسیار مهم بودند. پالایشگاهها، مراکز انتقال نفت، تأسیسات پخش و ستادهای همجوار در تهران، برای برقراری ارتباط مداوم به این آنتنها و دکلها نیاز داشتند. ما این زیرساختها را فراهم میکردیم تا ارتباطات رادیویی و مخابراتی بدون اختلال انجام شود.
آیا امروز شرکت همچنان به دکلبند نیاز دارد؟
به همان شکل گذشته نه. الان بیشتر کارها بهصورت پیمانکاری و از طریق شرکتهای طرف قرارداد انجام میشود. البته این کارها زیر نظارت ما و مجموعه فنی انجام میگیرد.
آیا تجربههای خود را به نیروهای جدید منتقل کردهاید؟
بله، تا حدی آموزشهایی به برخی از افراد دادهام تا بتوانند از این تجربهها در شرکت نفت استفاده کنند. انتقال تجربه برای من خیلی مهم بوده و هست.
کار در ارتفاع برای شما سخت نبود؟
نه، کار در ارتفاع برایم سخت نبود. البته الان بهخاطر ناراحتی قلبی دیگر نمیتوانم بالا بروم. من از بچههای دوران جنگ هستم؛ شیمیایی شدم و همین مسئله برایم ناراحتی قلبی ایجاد کرد. با این حال، قبلاً بدون ترس تا ارتفاع ۱۲۰ متر هم میرفتم.
بیشترین ارتفاعی که در آن کار کردهاید چقدر بوده است؟
بزرگترین ارتفاعی که در آن کار کردم ۱۲۰ متر بود؛ در ایستگاه مخابراتی سبزآب. همچنین در ایستگاههای مخابراتی ری، سمنان، دامغان و بسیاری مناطق دیگر هم دکلبندی و نصب آنتن انجام دادهام.
آیا در طول این سالها حادثهای هم برای شما یا همکارانتان رخ داده است؟
بله، متأسفانه یکی دو مورد اتفاق برای همکاران افتاده است. مثلاً هنگام کار، نبشی زیر پایشان باز شده و بهخاطر یک لحظه غفلت یا بیاحتیاطی دچار حادثه شدهاند. کار دکلبندی بسیار حساس است و کوچکترین اشتباه میتواند خطرساز باشد.
منظور از دکل “بکروبک” چیست؟
دکل بکروبک یا همان آنتن مقابل، برای مواقعی استفاده میشود که یک منطقه پوشش مستقیم ندارد؛ مثلاً یک تلمبهخانه در منطقهای گود یا پشت کوه قرار دارد. در این شرایط یک ایستگاه میانی با ارتفاع حدود ۱۰ متر نصب میشود و دو آنتن چپ و راست روی آن قرار میگیرد تا ارتباط رادیویی بین دو نقطه برقرار شود. این آنتنها نقش انتقالدهنده سیگنال را دارند و به آنها بکروبک میگویند.
اگر بخواهید در یک جمله از سالهای خدمت خود بگویید، چه میگویید؟
میگویم این سالها برای من فقط کار نبود؛ عشق، تعهد و خدمت به صنعت نفت و کشور بود. افتخار میکنم که عمرم را در این مسیر گذاشتم.
اهمیت شبکه مخابراتی در زیرمجموعههای شرکت نفت چیست و در صورت بروز اختلال چه تبعاتی در انتظار است؟
در حال حاضر، اگرچه فناوری فیبر نوری در بسیاری از بخشها جایگزین شده است، اما همچنان دکلهای مخابراتی ستون فقرات ارتباطی ما هستند. این دکلها وظیفه تأمین ارتباط کل وزارت نفت، خطوط لوله و فرآوردههای نفتی و پالایشگاهها را بر عهده دارند. شاید در ظاهر شرکت ما کوچک به نظر برسد، اما با دوازده منطقه عملیاتی در سراسر کشور، مسئولیت حفظ ارتباطات کلان وزارت نفت را به دوش میکشد. در صورت قطع ارتباط این دکلها، فرآیند حیاتی انتقال و پایش سوخت با بحران مواجه خواهد شد.
یکی از مباحث فنی در این دکلها، مراقبت از تجهیزات ارسال و دریافت (مایکروویو) است. چه نکاتی در نگهداری این تجهیزات کلیدی است؟
بر روی آنتنهای مایکروویو، پوششی به نام “رادوم” یا طلق قرار دارد که از فرستنده و گیرنده محافظت میکند. این طلق باید همواره تحت فشار هوای خشک باشد. نفوذ کوچکترین رطوبت یا شرجی به داخل این محفظه، ارتباط را مختل میکند. بنابراین، ما از سیستمهای کمپرسور و کپسولهای خشککننده استفاده میکنیم تا هوای ورودی به تجهیزات همیشه فاقد رطوبت باشد و اختلال در مخابرات رخ ندهد.
از دشواریهای عملیاتی دکلبندی، خاطرهای در ذهن دارید؟
ایستگاه بردسپی در مسیر بین کرمانشاه و خرمآباد یکی از سختترین تجربیات ما بود. ایستگاه در بالای کوهی قرار داشت که هیچ جاده دسترسی برای ماشین نداشت. برای نصب یک دکل خودایستای ۲۵ متری، مجبور شدیم قطعات سنگین، از جمله وینچ ۶۰۰ کیلویی را با کمک حیوانات بارکش در مسیری صعبالعبور به قله منتقل کنیم. این دکل برای برقراری ارتباط بین مناطق کرمانشاه و خرمآباد و تامین برق پمپهای تلمبهخانه ویسیان جهت انتقال نفت، حیاتی بود.
وقتی در ارتفاع بالا مشغول کار هستید، به چه چیزی فکر میکنید و پروتکلهای ایمنی شما چیست؟
در ارتفاع، استرس کاری بالاست. اگر ذهن آزاد نباشد یا کوچکترین لرزشی در دست و پای فرد ایجاد شود، حادثه رخ میدهد. ایمنی برای ما فراتر از یک توصیه، “قانون” است. از کفش و دستکش ایمنی گرفته تا کلاه و بهویژه کمربند «هارنس»؛ بدون اینها، دکلبندی بیمعناست. ما حتی در نقاطی که نردبان وجود ندارد و باید از میان نبشیهای دکل صعود کنیم، با دقت تمام از قلابهای ایمنی استفاده میکنیم.
به عنوان یک دکلبند و ناظر، اجازه نمیدهم هیچ شخصی بدون تجهیزات ایمنی کامل و دریافت پرمیت (مجوز کار) از تلمبهخانه، حتی یک پله از دکل بالا برود. اگر کار برقی باشد، پرمیت گرم (Hot Permit) دریافت میکنیم. ایمنی، تنها راه حفظ جان و تضمین صحت کار در این حرفه بسیار سخت است؛ چرا که در ارتفاع، اشتباه، آخرین اشتباه خواهد بود.
با توجه به تجربیات شما در نگهداری از دکلها، فرآیند استاندارد برای اطمینان از سلامت سازهها چگونه است؟
ما به صورت سالیانه عملیاتی را تحت عنوان اورهال (Overhaul) یا آچارکشی کل دکلها انجام میدادیم. علاوه بر این، هر دو سال یکبار، بازرسیهای دورهای مناطق را در دستور کار داشتیم. در حال حاضر نیز با تغییر ساختار، به عنوان کارشناس و ناظر بر این فرآیندها نظارت دارم. نکته مهم این است که تعهد من به این صنعت فراتر از دوران اشتغال رسمی است؛ به مجموعه اعلام کردهام که تا زمانی که توان جسمی و استقامت کافی داشته باشم، حتی پس از بازنشستگی نیز آمادهام تجربیات خود را در اختیار شرکت نفت قرار دهم.
بسیاری از جوانان کنجکاو هستند بدانند که آیا این حرفه نیازمند آمادگی جسمانی خاصی است؟
قطعاً همینطور است. دکلبندی یک کار فیزیکی سنگین است. فرد باید از سلامت کامل جسمانی برخوردار باشد؛ قدرت دستها و پاها اهمیت حیاتی دارد و فرد نباید دارای محدودیتهای حرکتی یا بیماریهای زمینهای باشد. علاوه بر این، کنترل استرس و آمادگی روانی بسیار مهم است. همچنین، تناسب اندام و ورزیده بودنِ فرد، فاکتور بسیار مهمی است؛ چرا که مانور دادن روی دکل در ارتفاع و ارائه خدمات باکیفیت، بدون آمادگی بدنی ممکن نیست. من به شخصه بسیار مصمم هستم تا دانش خود را در زمینه دکلبندی و سیستمهای مخابراتی به نسلهای جدید آموزش دهم.
فرآیند فنی نصب یک دکل چگونه است و چه مدت زمان میبرد؟
زمان اجرای پروژه بستگی مستقیم به ارتفاع دکل (۲۵، ۳۰، ۴۰ یا ۴۵ متر) دارد. فرآیند نصب با استفاده از ابزاری به نام “جیمپلاک” انجام میشود که لولهای مخصوص برای بالا کشیدن قطعات است. پس از نصب استیج اول (۶ متر ابتدایی) و بستن قیچیها، جیمپلاک در کنار دکل نصب میشود. با کمک موتور وینچ و قلابهای بالا و پایین، قطعات ششمتری و نبشیها به ترتیب بالا رفته و نصب میشوند. پس از تکمیل هر مرحله، آچارکشی نهایی انجام میشود تا هیچ لقی در پیچ و مهرهها باقی نماند.
به عنوان مثال، برای یک دکل ۴۵ متری، بسته به تعداد نفرات، حدود ۱۵ تا ۲۰ روز زمان نیاز است. تیم استاندارد شامل ۲ نفر در ارتفاع برای بستن قطعات و ۳ نفر در پایین برای مهار نبشیها و هماهنگی با جیمپلاک است.
با توجه به خطرات کار در ارتفاع، نکته پایانی شما در مورد ایمنی چیست؟
کار دکلبندی بدون شک جزو کارهای سخت و پرمخاطره است. در تمام مراحل، ایمنی حرف اول و آخر را میزند. کوچکترین غفلت یا عدم رعایت استانداردهای حفاظتی میتواند منجر به حوادث جبرانناپذیری شود؛ بنابراین رعایت دقیق دستورالعملهای ایمنی برای هر فردی که وارد این حوزه میشود، الزامی و غیرقابلچشمپوشی است.







