بازنشستگی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مراحل زندگی هر فرد به شمار میآید؛ مرحلهای که پس از سالها تلاش، تجربهاندوزی و فعالیت حرفهای آغاز میشود. این دوران میتواند فرصتی برای آرامش، بازنگری در مسیر طیشده و پرداختن به علاقهها و دغدغههایی باشد که شاید در سالهای کاری کمتر به آنها پرداخته شده است. در عین حال، بازنشستگی با تغییراتی در سبک زندگی، روابط اجتماعی و حتی نگاه فرد به آینده همراه است که تجربه آن برای هر شخص میتواند متفاوت باشد.
امروز بازنشستگی یکی از روسای واحدهای فنی منطقه اصفهان بود. علی اکبر حیدرپور با بیش از 30 سال سابقه خدمت در شرکت پالایش و پخش. او 2 سال را در واحد برق منطقه ری و آموزش گذرانده بود و بعد به عنوان نفر دوم به واحد ابزاردقیق شرکت خطوط لوله و مخابرات منطقه اصفهان منتقل می شود.
در طول خدمت ایشان و البته سال های فعالیت من، به ندرت برای مصاحبه و خبر علاقه ای نشان می داد و در زمان تکمیل یک خبر فنی، سایر همکاران که سرپرست گروه بودند را معرفی و خودش صرفاً بررسی و تاییدیه آخر خبر را انجام می داد.
امروز به بهانه مصاحبه بازنشستگی به اتاقش رفتم، تعدادی از همکاران برای خداحافظی و عکس یادگاری آنجا بودند و او نیز در حال راهنمایی سرپرست واحد برای سیستم اداری و فایل های مربوطه بود.
من کنار ایستادم تا صحبت های اصلیشان تمام شود و سایر همکاران نیز از اتاق خارج شوند.
در ابتدا از نوع استخدامش سوال کردم که چگونه وارد صنعت انتقال نفت شده بود. او در سال 1373 با نوشتن درخواستی که برادرش در تهران برای شرکت پالایش و پخش روی برگه ای که حراست به او داده بود، با مدرک لیسانس برق قدرت جذب شده بود. به گفته خودش آن زمان شرکت ها بدنبال افراد تحصیلکرده بودند که بعد از دو هفته با او تماس گرفتند که برای مصاحبه خودش را معرفی کند و در نهایت استخدام می شود.
او خطوط لوله را ضربان نفت می داند و تاکید بر اهمیت کار این شرکت دارد. حیدرپور گله از گمنام بودن این شرکت دارد و اینکه چرا همیشه مسئولین این موضوع را بیان می کنند اما اقدامی برای رفع آن انجام نمی دهند.
او می گوید که روابط عمومی زبان و چشم و چراغ هر شرکت محسوب می شود که لازم است این واحد روی ارتباطات برون سازمانی کار کند زیرا با این کار نام شرکت را در کشور بالا می برد و معرفی می نماید.
او کار کردن در خطوط لوله را صرفا در رشته و حوزه خاصی تصور نمی کند و معتقد است در اینجا هر کسی باید توانایی انجام هر کاری را داشته باشد و مثال کارکنان ابزار دقیق را زد که حتی باید آچارکشی هم بلد باشند و در مواقع خاص انجام دهند. البته بخاطر کمبود تعداد نفرات هر کدام از نیروهای این واحد بعد از آنکه برای استراحت به خانه می روند در شرایط خاص که بیشتر مواقع با آن روبرو هستند، باید دگرباره به مسیر خط مارون بروند و یا برای انجام عملیات به مراکز 7 و 8. او با بیان اینکه همه کارکنان خطوط لوله تعصب و عِرق سازمانی این شرکت را دارند معتقد است که همیشه در خدمت هستند و البته این حس را تک تک کارکنان خطوط لوله دوست دارند اما انتظار هست در ازای این کارهای انجام شده خدمات این قشر سخت کوش در جامعه دیده شود.
در پایان او ضمن تأکید بر اهمیت دو چندان تأمین و پاسداشت نیروی انسانی متعهد، مسئول و با تجربه اذعان داشت:می توان از تجربه ها به عنوان نهادینه ای در درون ذهن، روح و جسم هر فرد که در گردش و روان کاری مجموعه سیستم ها ضروری است یاد کرد که با صبر، تعامل و ارزش گذاری نیروهای انسانی قابل دسترسی است.







