در هر سازمانی، وجود نیروهای متعهد و اخلاقمدار، نقش مهمی در رشد، پیشرفت و ایجاد فضای سالم کاری دارد. کارمندانی که با صداقت، امانتداری، وجدان کاری، انضباط اداری و رفتار حرفهای فعالیت میکنند، نهتنها بازوی توانمند مجموعه هستند، بلکه الگویی ارزشمند برای دیگران نیز به شمار میآیند.
امروز در این گفتوگو، قصد داریم با یکی از کارمندان نمونه که با عملکرد شایسته و برخورد مسئولانه خود توانسته است اعتماد همکاران و مدیران را جلب کند، همراه شویم و درباره ویژگیها، تجربهها و دیدگاههای ایشان در زمینه رعایت اصول اخلاقی و اداری در محیط کار بیشتر بدانیم.
امید است این مصاحبه، ضمن معرفی شایستگیهای یاسین خواجهپور ، بتواند الهامبخش همه کارکنان در مسیر تعهد، مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای باشد.
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که چه زمانی فعالیت خود را در این مجموعه آغاز کردید.
یاسین خواجهپور، رئیس ایمنی و آتشنشانی منطقه خلیجفارس هستم. از سال ۱۳۹۸ در همین منطقه مشغول به کار شدهام و همواره تلاش کردهام به عنوان یک سرباز کوچک در خدمت این مجموعه و میهن عزیز باشم.
تعریف شما از وجدان کاری چیست؟ آیا در فعالیتهای روزمره آن را اجرا کردهاید؟
وجدان کاری از نگاه من، یک نیروی درونی و اخلاقی است که انسان را وادار میکند وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دهد؛ حتی زمانی که هیچ ناظر یا مدیری حضور ندارد. وجدان کاری فقط به انجام وظیفه خلاصه نمیشود، بلکه یعنی احساس مسئولیت نسبت به نتیجه کار، حقوق مردم، منابع سازمان و اعتماد دیگران. خوشبختانه در مجموعه ما به بلوغ فکری رسیدهایم که فرقی نمیکند مدیر باشد یا نه؛ کاری را که برای سیستم لازم است، انجام میدهیم. کسی که وجدان کاری دارد، کیفیت کارش را فدای موقعیت شخصی نمیکند و همواره میکوشد اثری ماندگار و مثبت از خود به جای بگذارد. من نیز در زندگی کاریام با رعایت نظم، دقت، پاسخگویی و احترام به وقت دیگران، سعی کردهام این اصل را عملی کنم. حتی در برخورد با اربابرجوع و پیمانکاران، همواره خود را جای آنها گذاشتهام تا ضمن اجرای قوانین، مسیر کار را هموار کنم.
آیا تاکنون برای حفظ کیفیت کار، مجبور شدهاید منافع شخصی را فدای وظیفه سازمانی کنید؟
بله، در این منطقه به دلیل کمبود شدید نیرو، این اتفاق ناگزیر رخ داده است. بسیاری از همکاران با دو یا سه برابر ظرفیت معمول کار میکنند و ناچاریم از بخشی از آسایش، زمان شخصی یا حتی برنامههای خانوادگی بگذریم. البته این را به عنوان یک اصل نمیپذیرم، اما شرایط موجود چنین ایجاب میکند. اولویت من همواره انجام درست وظیفه بوده است، زیرا موفقیت یک مجموعه به میزان مسئولیتپذیری اعضای آن وابسته است. با این حال، تأکید میکنم که این به معنای نادیده گرفتن زندگی شخصی نیست؛ بلکه یعنی تشخیص درست اولویتها و برقراری توازن میان کار و زندگی. هر کسی باید برای خود اولویتبندی داشته باشد تا بتواند این توازن را حفظ کند.
انضباط فردی را چگونه با انضباط تیمی و سازمانی پیوند میزنید؟
فرهنگ سازمانی حاصل رفتار افراد آن سازمان است. انضباط سازمانی از انضباط فردی آغاز میشود. اگر فردی نسبت به زمان، مسئولیتها و تعهدات خود پایبند باشد، این رفتار به تدریج به کل سازمان سرایت میکند و به یک فرهنگ تبدیل میشود. من همواره سعی کردهام با عمل خود، نه صرفاً با توصیه، الگویی برای ایجاد فضای منظم و مسئولانه باشم. انضباط واقعی زمانی شکل میگیرد که ما به آن بهعنوان یک ارزش اخلاقی و بخشی از اخلاق حرفهای نگاه کنیم. همچنین، هر فرد باید علاوه بر نظم شخصی، دیگران را نیز به رعایت آن تشویق کند.
چگونه میتوان میان انجام دقیق وظایف و خلاقیت، تعادل برقرار کرد تا کار تکراری نشود؟
به دلیل کمبود نیرو، خلاقیت یک ضرورت است. شما در عین انجام دقیق وظایف، باید خلاقیت داشته باشید تا بتوانید زمان خود را مدیریت کنید. نظم و خلاقیت دو مفهوم متضاد نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند. سازمانهای موفق، سازمانهایی هستند که کارکنانشان صرفاً مجری دستورالعمل نباشند، بلکه نسبت به بهبود مستمر فرایندها احساس مسئولیت کنند. خلاقیت زمانی ارزشمند است که در خدمت اهداف سازمان قرار گیرد و کارآمدی را افزایش دهد.
به نظر شما بزرگترین مانع انضباط در محیط کار چیست؟
بزرگترین مانع، ضعف احساس مسئولیت و تعلق سازمانی است. وقتی فرد خود را فقط یک انجامدهنده وظیفه میبیند و نسبت به اهداف کلان سازمان احساس تعهد ندارد، نظم و انگیزه کاهش مییابد. همچنین نبود الگوی مناسب در سطوح مدیریتی، روزمرگی، عدم شفافیت در وظایف و بیعدالتیها از دیگر موانعند. راهکار اصلی، تقویت فرهنگ مسئولیتپذیری، شفافیت، عدالت سازمانی و ایجاد حس مشارکت در میان کارکنان است.
با توجه به حجم بالای کار، زمان خود را چگونه مدیریت میکنید؟
مدیریت زمان یکی از مهمترین مهارتهای حرفهای است. من در ابتدای هر روز یا هفته، وظایف را بر اساس اهمیت و فوریت دستهبندی کرده و مینویسم. نوشتن باعث میشود حداقل دوبار به کار فکر کنید و مدیریت ذهنی بهتری داشته باشید. همچنین سعی میکنم سرعت را جایگزین کیفیت نکنم و برای هر فعالیت زمان مناسبی در نظر بگیرم.
یک ضربالمثل معروف میگوید: اگر ده ساعت برای قطع درخت وقت داری، نه ساعت را صرف تیز کردن تبر کن و یک ساعت درخت را قطع کن. یعنی باید پیش از شروع کار، به تمام زوایای آن فکر کرد. مدیریت زمان در واقع مدیریت انرژی، تمرکز و اولویتهاست، نه صرفاً مدیریت ساعت.
مهمترین توصیه شما به جوانانی که تازه وارد بازار کار میشوند، چیست؟
توصیه من این است که تخصص و اخلاق را هیچگاه فدای یکدیگر نکنید. جامعه امروز به افرادی نیاز دارد که هم توانمند باشند و هم قابل اعتماد. یادگیری مستمر را در کنار صداقت، مسئولیتپذیری و نظم قرار دهید. موفقیت پایدار بر پایه تلاش، تخصص، اخلاق و اعتماد شکل میگیرد. برای رشد علمی، معنوی و اخلاقی خود برنامهریزی کنید و فریب مسیرهای میانبر را نخورید. کسی که برای این اهداف برنامه دارد، نه تنها در حرفه خود موفق میشود، بلکه به فردی اثرگذار و مورد اعتماد تبدیل خواهد شد.
بزرگترین چالش شما برای حفظ هویت انقلابی و اخلاقی در محیط کار چه بوده و چگونه از آن عبور کردهاید؟
بزرگترین چالش، فشار مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت و نگاههای منفعتمحور است. در چنین شرایطی، همواره به وجدان، قانون، انصاف و رضایت خداوند تکیه کردهام. مطالعه زندگی شهدا به من کمک کرده است که ببینم آنها چگونه از بزرگترین منافع خود (حتی جانشان) برای حفظ ارزشها گذشتند. وقتی این را میبینیم، نمیتوانیم به سادگی از اصول خود دست بکشیم. هویت انقلابی و اخلاقی بیش از آنکه در شعار نمایان شود، باید در رفتار روزمره ما، در امانتداری، عدالت، احترام و مسئولیتپذیری جلوه کند. اگر این اصول در عمل رعایت شود، انسان میتواند در هر محیطی به پیشرفت حرفهای و اخلاقی خود وفادار بماند.
یک جوان موفق چگونه میتواند در محیط کار از روزمرگی جلوگیری کند؟
آفت بزرگ محیطهای اداری، روزمرگی است. جوان موفق کسی است که برای خود هدفی فراتر از وظایف روزمره تعریف کند. اگر بدانیم کارمان بخشی از پیشرفت کشور است، هرگز دچار روزمرگی نمیشویم. به ویژه اگر نگاهمان این باشد که برای رضای خدا کار میکنیم. یادگیری مستمر، مطالعه، ورزش، ارتباط با افراد موفق و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، از راههای حفظ پویایی است. موفقیت تنها در ارتقای شغلی خلاصه نمیشود، بلکه رشد فکری، اخلاقی و معنوی نیز بخشی از آن است.
در شرایط تعارض منافع یا فشار کاری، قطب نمای اخلاقی شما چیست؟
مهمترین معیار من، پایبندی به ارزشهای دینی، صداقت، عدالت و پاسخگویی است. همواره از خود میپرسم که آیا این تصمیم با اصول اخلاقی، قوانین و وجدانم سازگار است؟ اگر پاسخ منفی باشد، حتی اگر در کوتاهمدت به نفع من باشد، از آن صرفنظر میکنم. ایمان به خدا نقش مهمی در این زمینه دارد؛ وقتی بدانیم اعمالمان مورد محاسبه قرار میگیرد، راحتتر در برابر وسوسهها مقاومت میکنیم. تجربه ثابت کرده که پایبندی به اصول در بلندمدت، اعتماد و اعتبار بیشتری به همراه دارد.
چگونه میتوان همزمان بر اصول اخلاقی پایبند بود و با همکاران ارتباط سازنده و انسانی داشت؟
اخلاق حرفهای تنها به درست انجام دادن کار خلاصه نمیشود، بلکه نحوه برخورد با دیگران نیز بخش مهمی از آن است. من در تعاملات کاری بر احترام، ادب، انصاف و روحیه همکاری تأکید دارم. پایبندی به اصول اخلاقی به معنای تحمیل دیدگاه به دیگران نیست. هر فردی ممکن است با توجه به پیشینه و سلیقه خود، نگرش متفاوتی داشته باشد، اما آنچه اهمیت دارد، هدف سازمان است. در مواجهه با اختلاف نظرها، ابتدا شنونده خوبی هستم و سپس با منطق و آرامش، دیدگاه خود را مطرح میکنم. بسیاری از مشکلات ناشی از سوءتفاهم و ضعف در ارتباطات است.
به نظر شما مهمترین گمشده اخلاق حرفهای در جامعه امروز چیست؟
مهمترین گمشده، احساس مسئولیت و امانتداری است. جایگاهی که ما بر آن تکیه زدهایم، یک امانت است که باید صحیح و سالم به صاحبش بازگردانیم. گاهی نگاههای فردگرایانه باعث میشود منافع شخصی بر منافع جمع ترجیح داده شود، در حالی که توسعه واقعی جامعه در گرو مسئولیتپذیری افراد است. همچنین صداقت در عمل و پاسخگویی بسیار مهم است. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به هماهنگی میان گفتار و رفتار دارد. نسل جوان باید بداند که موفقیت واقعی در گروِ کنار هم قرار دادن تخصص و تعهد است. تخصص بدون تعهد به موفقیت فردی میانجامد، اما تخصص همراه با تعهد است که تحول و معجزه میآفریند.
بهعنوان یک جوان متخصص، چگونه تخصص خود را در خدمت آرمانهای انقلاب اسلامی قرار میدهید؟
من اساساً هیچ تقابلی میان تخصص و آرمانهای انقلاب نمیبینم؛ بلکه آنها را کاملاً مکمل یکدیگر میدانم. در دفاع مقدس به عینه دیدیم که وقتی تخصص در خدمت آرمانها قرار میگیرد، چه پیروزیهای بزرگی حاصل میشود. انقلاب اسلامی بر استقلال، پیشرفت، خودباوری، عدالت و خدمت به مردم تأکید دارد و تحقق این اهداف بدون تخصص ممکن نیست. هر متخصصی در هر حوزهای که فعالیت میکند، باید خود را بخشی از مسیر پیشرفت کشور بداند.
خدمت جهادی را در فضای اداری چگونه تعریف میکنید؟ آیا یک کارمند معمولی هم میتواند روحیه جهادی داشته باشد؟
خدمت جهادی به معنای کار با اخلاص، مسئولیتپذیری، انگیزه درونی و نگاه مسئلهمحور است. جهادی بودن الزاماً به معنای کار فوقالعاده یا حضور ۲۴ ساعته در محل کار نیست. بلکه نوع نگاه انسان به مسئولیتهایش در همه ابعاد زندگی (کار، خانواده، ارتباط با خدا و جامعه) مهم است. یک کارمند عادی میتواند روحیه جهادی داشته باشد اگر وظیفه خود را فرصتی برای خدمت به مردم و کشور بداند و به حداقلها قانع نباشد. در این نگاه، جهاد در تکتک لحظات زندگی جاری میشود و فقط به محیط کار محدود نمیشود.
از سیره شهدا و بزرگان انقلاب چه الگویی برای مدیریت و رفتار اداری گرفتهاید؟
مطالعه زندگی شهدا و فرماندهانی همچون شهید سلیمانی و شهید موسوی، تأثیر عمیقی بر من داشته است. شهید موسوی میفرمود: ما هیچ برتری نسبت به هم نداریم. این یعنی در عین تبعیت از سلسلهمراتب، نباید اخلاق را زیر پا گذاشت. همچنین جمله معروف حاج قاسم که «من برای حرمم کار میکنم» به ما میآموزد که هر کاری را باید با نیت والا و برای دفاع از ارزشها انجام دهیم. این نگاه، تحولآفرین است و مانع از انحراف در شرایط سخت میشود.
سخن پایانی آقای خواجهپور:
از مدیرعامل و مدیر منطقه و تمامی همکارانی که لطف داشتند و از بنده تقدیر کردند، صمیمانه سپاسگزارم، هرچند خود را شایسته این تقدیر نمیدانم. هر کاری که انجام شده، وظیفه بوده است. امیدوارم با تلفیق تخصص و تعهد، بتوانیم خدمتگزاران کوچکی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشیم. اگر هر یک از ما در کنار پیشبرد اهداف سازمان، به اخلاق نیز پایبند باشیم، مجموعه حرکت پرشتابی خواهد داشت و بسیاری از مسائل کشور حل خواهد شد. انشاءالله.






