شنبه 27 بهمن 1397

جعفري نسب: خودكفايي را از 30 سال پيش شروع كرديم

ارسال به تلگرام
جعفري نسب: خودكفايي را از 30 سال پيش شروع كرديم

مديرعامل شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران در گفت‌وگوي تفصيلي با صانا:

      خودكفايي را از 30 سال پيش شروع كرديم

 

در نخستین نگاه بسيار جدي و كم‌حرف به نظر مي‌رسد، اما هم کسانی كه او را می‌شناسند و هم ما كه در حين مصاحبه حتي اشك‌هايش را نیز ديديم، نظر ديگري داريم! می‌خواستيم از دستاوردهاي 40 ساله انقلاب در شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران بپرسيم، اما از هر دري صحبت كرديم؛ از خودش، از انقلاب، از طرح‌ها و پروژه‌ها‌ي جاري و مهم‌تر از همه، از گمنامي خط لوله‌اي‌ها‌!...

 با مديري صحبت كرديم كه نسل سوم شركت نفتي‌ها‌ي خانواده‌اش به حساب می‌آيد و به‌شدت به مجموعه تحت مديريتش اعتقاد دارد. كسي كه معتقد است از حدود 30 سال پيش، كارشناسان اين شركت، به فكر خودكفايي در تأمین قطعات مورد نياز اين صنعت بوده‌اند.

آنچه پيش روي شماست، حاصل نزديك به دو ساعت گفت‌وگوي صميمي ما با «عباسعلي جعفري‌نسب» در صبح يكي از روزهاي سرد دي‌ماه است!

 

 داستان ورود شما به صنعت نفت چگونه شكل گرفت؟

من در خانواده‌اي شركت نفتي متولد شده‌ام! به همين دلیل با محيط صنعت نفت تا حدود زيادي آشنايي داشتم. مقطع دبستان، دبيرستان و بخشي از دوران دانشگاه را هم در آبادان زندگي كرده‌ام و از سال 1356 كه وارد دانشكده نفت شدم، عملا به صورت استخدام پيماني پالايشگاه آبادان مشغول فعاليت شدم كه البته بعد از انقلاب اسلامي، نوع قراردادها تغييراتي كرد. همزمان با انقلاب و در دوره‌اي كه در فعاليت دانشگاه‌ها‌ وقفه ايجاد شد، با انجمن اسلامي دانشكده نفت همکاری داشتم. سپس در شركت گاز اصفهان و بعدها در پالايشگاه اصفهان مشغول فعاليت شدم. اما بعد از بازگشايي مجدد دانشگاه‌ها‌، چون رشته‌ها‌ي ما را ديگر نداشتند، به ناچار براي ادامه تحصيل به دانشگاه شيراز رفتم...

 

 از چه زماني دوباره به صنعت نفت برگشتيد؟!

پس از اتمام درس مجددا از سال 1364 به صنعت نفت برگشتم و در شركت ملي مهندسي ساختمان كه آن موقع اسم ديگري داشت، مشغول فعاليت شدم. حدود 17 سال آنجا كار كردم و حوزه كاري‌ام عمدتاً طراحي خطوط لوله و اداره طراحي مهندسي بود.

 

 با اين حساب، شما سال 1381 به شركت خطوط لوله و مخابرات آمديد!

بله، اواخر همان سال بود.

 

 در ابتدا چه مسئوليت‌ها‌يي داشتيد؟! اين را بگویيد تا برسيم به دوران مديرعاملي شما!

نخستین مسئوليتم، معاون فني مدير خطوط لوله بود كه تا سال 1383 ادامه داشت. همزمان، مسئوليت سرپرستي مديريت مهندسي و طرح‌ها‌ي شركت هم به بنده سپرده شد و از سال 1384 تا سال 1388 در آنجا مشغول خدمت بودم. سپس در مسئوليت مديريت خطوط لوله تا سال 1392 انجام وظيفه كردم كه از مهرماه همان سال تاكنون وظيفه مديرعاملي اين مجموعه را برعهده دارم.

 

اوايل فكر می‌كرديد كه روزي مديرعامل يكي از شركت‌ها‌ي راهبردی اين صنعت شويد؟!

من هيچ وقت دنبال مسئوليت‌ها‌ي مديريتي نبوده‌ام و هميشه به من تكليف شده است. واقعيت اين است كه هيچ وقت داوطلب نبوده‌ام و ترجيح من، كار كارشناسي است. در رده‌ها‌ي پایين‌تر، فرد راحت‌تر می‌تواند زندگي كند و آرامش بيشتري دارد. مسئوليت‌ها‌ي مرتبط با عمليات واقعا سخت و دلهره‌آور است. هميشه ترس اين وجود دارد كه اتفاقي بيفتد! در منزل ما وقتي چند بار تلفن من زنگ می‌خورد، خانواده نگران می‌شوند كه نكند اتفاقي افتاده باشد! اين دلهره حتي به خانواده فرد هم سرايت می‌كند.

 

 با اين تفاسير، می‌توانيم بگویيم كه اين يكي از ويژگي‌ها‌ي كار در صنعت انتقال نفت است؟!

بله، كاملا! و اين ويژگي در طول عمر 40 ساله انقلاب، بيشتر هم شده است. در دوران جنگ، مدام مراكز انتقال نفت ما را هدف بمباران قرار می‌دادند، اما با رشادت، ايثار و فداكاري‌ها‌ي كاركنان اين صنعت، چرخه سوخت‌رساني هيچگاه متوقف نشد. ما همواره مديون ايثارگري‌ها‌ي شهدا و جانبازان شركت هستيم و ان‌شاءالله بتوانيم هدف آنها را سرلوحه كار خود قرار دهيم و البته كاركنان خدوم و كم ادعاي ما همواره اين را ثابت كرده‌اند.

 

به نكته خوبي اشاره كرديد! در سال 1395، در مراسمي وزير محترم نفت، كاركنان خطوط لوله و مخابرات را سربازان گمنام، خدوم و كم‌توقع صنعت نفت ناميد. تعبير شما از اين صحبت وزير نفت چيست؟

قبل از شروع آن مراسم، از آقاي وزير تقاضا كرديم بازديدي از مجموعه ما داشته باشند كه ايشان گفتند از قديم با فعاليت‌ها‌ي مجموعه ما آشنايي دارند و خصوصاً روي منطقه كرمانشاه كاملا شناخت داشتند. بعدا كه سخنراني شروع شد خطاب به كاركنان خطوط لوله و مخابرات، آن جمله را گفتند.

 

اما اين جواب پرسش ما نبود!

(با لبخند) ببينيد اين باور در مجموعه ما ايجاد شده است كه كارشان را انجام بدهند و توقع ديده شدن نداشته باشند. همانطور كه عرض كردم از همان زمان جنگ اين روحيه وجود داشته است. من گاهي به شوخي به دوستان می‌گويم چون عمده فعاليت ما مربوط به خطوط لوله در زير زمين است، كار ما حتي در خود مجموعه نفت هم ديده نمي‌شود! به دليل پراكندگي و گستردگي دايره خدمت، وظيفه مهمي بر‌عهده ماست، اما در عين حال اين فعاليت‌ها‌ براي عموم مردم ملموس نيست. خطوط انتقال برق و گاز براي مردم ملموس است، زیرا جلوي چشم‌شان است، اما در مورد خطوط لوله متاسفانه اين شناخت وجود ندارد، حتي شايد در همين حد هم برايشان سوال پيش نيايد كه اين مخازن چگونه پر می‌شوند! به نظرم تعبير وزير محترم، گويا‌ترين پاسخ به سوال شماست!

 

 جايي شده كه شرمنده كاركنان باشيد؟

شايد همه آن انتظاري را كه بوده نتوانسته باشيم برآورده كنيم، اما در حد توان و امكانات مجموعه، هميشه سعي كرده‌ايم اين شرمندگي اتفاق نيفتد. عمده درخواست‌ها‌، مربوط به اشتغال فرزندان بوده كه ناشي از شرايط حاكم بر جامعه است و واقعاً جز شرمندگي كاري از دست ما بر نمي‌آيد.

 

 با وجود تمام اين محدوديت‌ها‌، مجموعه خطوط لوله را می‌توانيم يك «سازمان يادگيرنده» بدانيم؟

از سوال خوبي كه پرسيديد، تشكر می‌كنم! من آينده خوبي را براي صنعت انتقال نفت پيش‌بيني می‌كنم. نخستین دليل هم اين است كه سطح تحصيلات و دانش فني همكاران روز به روز در حال افزايش است و در حوزه كاري خودشان در مورد هر چيزي سوال و فكر می‌كنند. اين جداي از آموزش‌ها‌ي تخصصي ضمن خدمت است. ما از جنبه‌ها‌ي ديگر هم در حال توليد و رشد هستيم و هدف اين است كه نيازهاي خودمان را از داخل تأمین كنيم.

 

الان تا چه اندازه از نياز شركت در داخل تأمین می‌شود و اصلا اگر بخواهيم مقايسه‌اي داشته باشيم، شرايط نسبت به قبل و اوايل انقلاب چگونه است؟

من چون آن زمان در بخش عملياتي و اجرايي خطوط لوله نبوده‌ام، این حوزه را عرض نمي‌كنم، اما در بخش مهندسي ساختمان، با مشاهداتی که از مدارک پروژه‌ها‌ داشته‌ام، عمده مسئولیت‌ها‌ی اجرایی با کارشناسان خارجی بوده است، اما الان نیروهای متخصص داخلی این کارها را انجام می‌دهند. قبلا کمتر به ما اجازه دخالت می‌دادند و حتی در حین انقلاب چند پروژه خطوط لوله را نیمه‌کاره رها کردند و به ناچار نیروهای خودمان متولی ادامه کار شدند. متخصصان خودمان آمدند، پروژه‌ها‌ را ادامه دادند و تمام کردند که سبب شد اعتماد به نفس کارشناسان داخلی بالا برود  و این باور ایجاد شود که بله ما می‌‌توانیم خودمان هم از پس کار بر بیاییم. مثلا پروژه‌ها‌ی خط لوله «ری – شاهرود – مشهد» ، «ری – ساری»، «ری – رشت» نیمه‌کاره رها شده بودند.

 

نخستین پروژه‌ای که بعد از انقلاب تمامی کارهایش را نیروهای خودمان انجام دادند، چه بود؟

خط «افرینه – كرمانشاه» بود و سپس خط لوله «بندر عباس – رفسنجان» که حدود سال 66-65 شروع شد و به بهره‌برداری رسید. ابتدا حتی بیشتر اجناس مورد نیاز از خارج وارد می‌شد، اما به‌تدریج و با افزایش توانمندی‌ها‌، این وابستگی کم شد. هم‌اکنون حدود 75 تا 80 درصد از تجهیزات و قطعات مورد نیازمان را از تولیدات داخلی تامین می‌کنیم.

 

 چه عاملی سبب شد این جرأت را پیدا کنیم؟

واقعا روحیه ای که سبب شد این توانمندی‌ها‌ را به دست بیاوریم همان فرمایش امام راحل بود که فرمودند «ما می‌توانیم». ما تجربه کردیم و این جرأت را به دست آوردیم تا خودمان کارها را انجام بدهیم. این به لطف محدودیت‌ها‌یی بود که برایمان به‌وجود آورده بودند! بعد از آن حتی به این فکر افتادیم که حتی قطعات مورد نیاز را خودمان تولید کنیم.

 

 پس می‌توانیم ادعا کنیم که پیش‌بینی تحریم را کرده بودیم؟!

من با افتخار اعلام می‌کنم که تلاشگران و کارشناسان صنعت نفت از حدود 30 سال پیش به فکر تولید داخلی و خودكفايي در تأمین نيازهاي شركت بودند. یعنی همان زمانی که ما آنقدر‌ها‌ هم تحریم نبودیم. همان زمانی که رابطه ما با شرکت‌ها‌ی خارجی آنقدر خوب بود که با یک تماس تلفنی جنس را برای ما می‌فرستادند! ما از همان موقع به دنبال ایجاد توانمندی و قطع وابستگی به شرکت‌ها‌ی خارجی بودیم. خوشبختانه روند این 40 ساله، خوب بوده و کارهای ارزشمندی صورت گرفته است. ما الان بعد از 40 سال در نقطه‌ای هستیم که پاسخگوی بسیاری از نیازهای خودمانيم. ما توانسته‌ایم این مجموعه را باوجود همه محدودیت‌ها‌ و تحریم‌ها‌ در وضعیت نسبتا خوب بهره‌برداری حفظ کنیم. بیشتر خطوط ما با ظرفیت کامل کار می‌کنند. ما تجهیزاتی نداریم که به علت نبودن قطعه، بی‌استفاده مانده باشد.

 

 در حال حاضر عمده‌ترین نیاز مجموعه خطوط لوله و مخابرات را چه می‌دانید؟

صنعت انتقال، يك حلقه رابط بين دو بخش بالادستي و پایين‌دستي است. در مطالعه قانون صنعت نفت هم اگر دقت كنيم، خطوط لوله انتقال نفت خام در بخش بالادستي و فراورده و خطوط انتقال آن در بخش پایين‌دستي حساب می‌شود. ويژگي اين شركت اين است كه حلقه رابط اين صنعت است. بازسازي و نوسازي تجهيزات صنعت انتقال به عنوان صنعتي كه هميشه مورد نياز است، بسيار مهم و ضروري است. پيش‌بيني‌ها‌يي براي اين كار شده بود، اما متاسفانه در بودجه سال جاري با كم‌لطفي مواجه شد. البته اميدواريم سال آينده يك رديف بودجه مشخص براي اين موضوع اختصاص داده شود، ‌زیرا يك نياز ضروري است و برخي از خطوط ما دچار خوردگي و در معرض آسيب‌ديدگي هستند.

 

 طرح‌ها‌ و پروژه‌ها‌ی شرکت چگونه تعریف می‌شوند؟

فعالیت‌ها‌ی پروژه‌ای را در دو بخش می‌توانیم تعریف کنیم؛ یکی توسعه و دیگری نگهداشت. بخش توسعه متناسب با نیازهای جدیدی است که برای ما تعریف می‌شود. مثلا اگر پالایشگاه جدیدی راه‌اندازی شود، خطوط لوله باید خوراکش را تامین کند یا فراورده‌ها‌یش را انتقال دهد. برای مثال با توجه به توسعه ظرفیت پالایشی در بندرعباس، قطعا لازم است در انتقال فراورده‌ها‌، خطوط لوله خود را تقویت کنیم. پروژه‌ها‌ی توسعه‌ای را شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت انجام و به ما تحویل می‌دهد. اما بخش عمده پروژه‌ها‌ی ما، نگهداشت است، یعنی بخش نگهداری و تعمیرات. بیش از 70 درصد سرمایه‌ها‌ی مادی شرکت، خطوط لوله‌ای است که در زیر خاک واقع است و به پایش مستمر نیاز دارد. اگر از خطوط مراقبت نکنیم، به‌تدریج دچار خوردگی شده و غیرقابل استفاده می‌شود. تا الان از مجموع 14 هزار کیلومتر خطوط لوله، بیش از 13 هزار کیلومتر آن پیگرانی شده. البته پیگرانی هوشمند ما 16 هزار کیلومتر بوده، زیرا در بعضی خطوط چند بار صورت گرفته است.

 

 آقای مهندس! از نظر آماری آیا رکوردی هم زده شده؟!

با توجه به رشد مصرف، سال گذشته رکورد انتقال بیش از 123 میلیارد لیتر را ثبت کردیم، آن هم با توجه به اینکه ظرفیت‌ها‌ی انتقال ما تغییری نکرده بود. من نمی‌خواهم الان آمار و ارقام بدهم چون می‌دانم شما دارید زحمت انتشار آمار مقایسهای این 40 ساله را می‌کشید، اما مثلا در بخش انتقال فراورده‌ها‌ی نفتی، در سال 1396 نسبت به سال 1357، بیش از 9 برابر افزایش انتقال داشته‌ایم!

 

 بله، ما آمار را به تفکیک حوزه‌ها‌ی مختلف منتشر می‌کنیم كه البته در حوصله بحث ما هم نیست. آقای جعفری‌نسب! با توجه به توسعه‌ای که در بخش مخابرات شرکت صورت گرفته، خدمات این حوزه، تنها به خود مجموعه محدود می‌شود؟

مخابرات نقش اعصاب این شرکت را دارد و کنترل عملیات و ارتباط ما را پوشش می‌دهد. با توجه به توسعه‌ای که بعدا ایجاد شد توانسته‌ایم علاوه بر نیازهای داخلی، به بخش‌ها‌یی از صنعت نفت و حتی بیرون از مجموعه، مانند مخابرات و صداوسیما هم خدمات بدهیم تا از امکانات موجود استفاده مشترک بشود.

 

 گفتگوی ما با حال و هوای پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد، بهتر است با همان فضا هم پایانش بدهیم! از شعارهای آن دوران، کدام‌ یک را بیشتر دوست داشتید؟!

زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی.

 

 بهترین لحظه شما در این 40 سال؟

شیرین‌‌ترین لحظه، زمانی بود که خبر آزادی خرمشهر را شنیدیم. (بغض می‌کند) چون شرایط بسیار بدی بود و این شیرین‌ترین خبری بود که در تمام عمرم شنیده‌ام. واقعا این فرمایش حضرت امام خمینی (ره) که خرمشهر را خدا آزاد کرد، کاملاً برای ما ملموس بود.

 

 و در بخش کاری؟

هر بار که پروژه‌ها‌ به ثمر نشست، بهترین لحظات بود.

 

 چند فرزند دارید؟

یک پسر و یک دختر که دانشجو هستند.

 

 به نظرم بهتر است قدری متفاوت‌تر این گفت‌وگو را تمام کنیم! پس یک جمله به همسرتان بگویید!

الان نمی‌گویم!....(با بغض).....به خودش می‌گویم!

برچسب ها : فجر
امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.